نیروگاههای دوران صفوی
روزنامه اطلاعات اصفهان
2026-04-25
اخبار استان اصفهان, اخبار و گزارش های ویژه
شاید این مطالب برایتان مفید باشد
زمانی که شهرهایی مانند لندن و پاریس برای
روشن کردن خیابانهایشان از شمع و مشعل
استفاده میکردند، بیش از ۵۰ هزار چراغ کوچک
سفالی، میدان نقشجهان اصفهان را نورافشان
میکردند.

چراغ عَصّارخانههای اصفهان که مایه روشنایی شهرها و خانهها بودند، سالهاست خاموش شده است و آن کارخانههای کهن روغنکشی که سندی از هویت ایرانیان محسوب میشوند، تاریک و بیفروغ ماندهاند.
امروز کمتر کسی را میتوان یافت که نامی از عَصّارخانه یا صنعت عَصّاری شنیده باشد؛ در حالی که عصاریها در گذشته به دلیل تولید انواع روغنهای گیاهی، نقش مهمی در جامعه داشتند.
عَصّارها یا همان روغنکشان، از دانههای روغنی مانند کُنجد، بَرزک، کیکوج، منداب و خشخاش، روغنهای خوراکی، طبی، صنعتی و روغن چراغ استخراج میکردند.
عصارخانهها آثاری از اعتلای ایران در دوره حکمرانی صفویان هستند و شیفتگی و دلبستگی شاه صفوی به صنعت و بازرگانی را نشان میدهند تا از این راه سود بسیاری به مردم برساند. اصفهان در آن دوره تاریخی، پایتخت ایران بود و کارخانههای بزرگ روغنکشی ابتدا منحصرا در شهر اصفهان ایجاد شدند.
در دوره شاهعباس صفوی و زمانی که شهرهایی مانند لندن و پاریس برای روشن کردن کاخها و خیابانهایشان از شمع و مشعل استفاده میکردند، بیش از ۵۰ هزار چراغ کوچک سفالی، میدان نقشجهان اصفهان را نورافشانی میکردند که چشم سیاحان و جهانگردان اروپایی را به خود خیره میکرد و سوخت آن چراغها در عَصارخانهها تولید میشد.
از دانه گیاه تا روغن چراغ
فرایند روغنکشی در عصارخانهها به این گونه بود که ابتدا دانههای روغنی توسط سنگ بزرگ آسیاب به نام «بارمالی» خُرد و نرم میشدند. این سنگ با تیرکی به نام «لوکه» به شتری قدرتمند یا اسبی قویهیکل وصل میشد و حیوان در حالی که چشمبند داشت، آن سنگ را به دور سکویی میچرخاند و ساعتها حول یک نقطه حرکت میکرد؛ بی آنکه بداند هر بار از یک مبداء میگذرد.
سپس دانههای ساییدهشده را با آب مخلوط میکردند تا خمیری به دست آید که «گِلِه» نام داشت؛ این خمیر را روی صافیهای
ضخیم و دایرهای شکل به نام «کوپی» میریختند و بر روی سینی فلزی میگذاشتند و به قسمت «تیرخانه» میبردند
تا عملیات روغنگیری نهایی در آنجا انجام شود.
در فضای تیرخانه، چاهکی وجود داشت به نام «تِیلوه» تا کوپیها را جهت فشار و روغنگیری در آن قرار دهند. پس از آنکه کوپیها را در تیلوه روی هم میچیدند، ابتدا به وسیله تیر چوبی کوچک، کمی فشار به آنها می آوردند، سپس چند قطعه چوبی قطور و گرد روی کوپیها میگذاشتند و بهتدریج تیر چوبی قطور و بلندی را که یک سر آن در دیواری به نام «ِاِسپَر» قرار داشت پایین می آوردند. بعد از چند ساعت، سنگ بزرگی را بهوسیله طناب از تیر بزرگ آویزان میکردند تا فشار بیشتری بر کوپیها وارد و روغن دانهها به طور کامل گرفته شود.
دیوار «اِسپَر»، ضخیم و انعطافپذیر است و آن را با هوشمندی طراحی و بنا کردهاند. در آن، تیرهای چوبی و سنگ به کار رفته است تا حرکت تیرهای سنگین عصارخانه را تحمل کند و از ریزش دیوار جلوگیری شود.
فراز و فرود عصارخانهها
عصارخانهها تبلور هنر و صنعت و نمونهای بینظیر از شگفتی و پیشرفت علم در گذشته ایران هستند.
سیدعلیرضا شورشینی، استاد تاریخ دانشگاه، از عصارخانهها بهعنوان یکی از مکانهای بسیار ارزشمند در طول تاریخ فرهنگ و تمدنی ایران نام میبرد و میگوید: کارخانههای عصاری، اهمیت بسیار زیادی در جامعه داشتند و برخی افراد، عصارخانهها را برابر با مراکز انرژی اتمی امروز میدانند.
وی میافزاید: عصارخانهها در دوره صفویه گسترش یافتند و تعداد زیادی عصاری در اصفهان به وجود آمد. عصاران زندگی سطح بالایی داشتند و بهعنوان افراد متمکن و تأثیرگذار، مورد احترام و اعتماد مردم و حکومت بودند.
این استاد تاریخ میگوید: بیشترین تمرکز عصارخانههای کشور در استان اصفهان بود. اغلب عصارخانههای این استان در نجفآباد، کاشان،
شهرضا، لنجان و نطنز متمرکز بودند و روغن تولیدی آنها به مناطق مختلف کشور ارسال میشد اما با ورود برق، بهتدریج کارخانههای عصاری، جایگاه خود را از دست دادند.
شورشینی، عصارخانهها را گرانبهاترین سند از هنر، معماری و صنعت ایرانیان و گواهی از پیشرفت مردمان در گذشته میداند و میافزاید: اگرچه امروز عصارخانهها جایگاه و کارکرد اصلی
خود از دست دادهاند ولی این بناهای تاریخی شگفتانگیز و منحصر بهفرد
باید مرمت و به همان شکل سنتی
برای آیندگان حفظ شوند تا مردم با پیشینه صنعتی گذشتگان خود آشنا شوند.
وی میگوید: برخی ضربالمثلها نشأتگرفته از عصارخانهها هستند. مثلا میگویند «دود چراغ خورده»، زیرا چراغهای روغنسوز، دود و بوی بدی منتشر میکردند و درس خواندن یا کار کردن در کنار آنها بسیار سخت بود. آن ضربالمثل به این مفهوم است که رسیدن به مهارت و تخصص، نیاز به صرف زمان و تحمل سختیها دارد. یا گفته میشود «حرف ناحق، کمر تیر عصاری را میشکند»؛ به این معنا که حرف ناروا، بسیار سنگین است و مبادا حرف ناصواب به شخصی نسبت داده شود. همچنین ضربالمثل «مثل اسب عصاری» از مثلهایی است که از قدیم در بین عموم مردم رواج داشته و برای افرادی به کار میرود که در عین راه رفتن زیاد و دوندگی بسیار، به جایی نمیرسند.
عصارخانه جَماله در انتظار نجات
بنا بر اطلاعات موجود، تا حدود ۱۲۰ سال پیش، ۱۷ کارخانه عصاری در شهر اصفهان فعالیت داشتند اما بیشتر آنها بهتدریج یا تغییر کاربری پیدا کردند یا تخریب و نابود شدند و اینک فقط دو عصارخانه از دوران شکوهمند صفویه در دیار نصف جهان میتوان یافت؛ یکی «عصارخانه شاهی» که در بازار اصفهان قرار دارد و خوشبختانه توسط شهرداری، نوسازی و احیا و به موزه بدل شده است و دیگری «عصارخانه ربیعی» معروف به «عصارخانه کوی جماله» که پشت «مسجد جامع عتیق» قرار گرفته و سرنوشت مبهمی دارد.
وقتی پا در عصارخانه جماله میگذاریم، انگار به چهارصد سال قبل سفر میکنیم. این بنای تاریخی با وجود همه زیباییهایش به مرمت اساسی نیاز دارد و هر لحظه ممکن است بخشی از آن ریزش کند.
سقف آجرچینیشده یکی از بخشهای آن را با تیرکهای چوبی مهار کردهاند تا فرو نریزد. قسمتی از دیوار ورودی «شترخان» ریزش کرده و یکی از تیرهای چوبی تیرخانه شکسته و اینها فقط مشتی است نمونه خروار از آنچه بر این اثر ملی میگذرد.
معاون میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان به «اطلاعات» میگوید: عصارخانه جَماله، دو سال پیش وضعیت بسیار نامناسبی داشت و اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان با اختصاص حدود ۲.۵ میلیارد تومان هزینه، اقدامات اولیه نجاتبخشی آن را انجام داد.
سید روحالله سیدالعسکری میافزاید: سرمایهگذار بخش خصوصی اعلام کرده است که در صورت مشخص شدن وضعیت مالکیت عصارخانه جماله، آن را مرمت و احیا خواهد کرد. در حال حاضر، مالکیت سهدانگ این بنا متعلق به میراث فرهنگی و سهدانگ دیگر در اختیار ورثه است که یکی از وراث آمادگی دارد یک و نیم دانگ سهم خود را واگذار کند اما برای خرید یک و نیم دانگ دیگر، به دلیل تعدد ورثه، هنوز توافق نهایی حاصل نشده است.
میراثبانِ وفادار

حدود ۱۶ سال است که آقای محمدمهدی محبی، کلیددار عصارخانه جماله شده است و هر روز درِ آن را باز میکند تا ضمن حفاظت از این اثر تاریخی، علاقهمندان به میراث فرهنگی بتوانند از چنین بنای بینظیری دیدن کنند و این بنای تاریخی که در بافت کهن اصفهان قرار دارد، فراموش نشود. بهراستی که این کار او قابل تحسین است.
این پیرمرد دوستداشتنی میگوید: متأسفانه کارکنان اداره میراث فرهنگی، این عصارخانه را مرمت نمیکنند و فقط میگویند بودجه نداریم. فضای عصارخانه را گرد و خاک فرا گرفته است و وقتی باران یا برف میبارد نگرانم که مبادا قسمتی از آن بر اثر نمزدگی فرو بریزد.
وقتی با این میراثبان وفادار خداحافظی میکنم، میگوید: فراموش نکن که در روزنامه بنویسی اگر روزی اداره میراث فرهنگی، این مکان را تملک کرد مرا که سالها چراغ آن را روشن نگه داشتهام، اخراج نکنند.
بعید به نظر میرسد عصارخانه جماله به این زودیها تعیین تکلیف و احیا شود؛ همانطور که حمام تاریخی شیخ بهایی که در همسایگی این بنای تاریخی قرار دارد، هنوز مرمت و احیا نشده است.
بر اساس گزارشها از ابتدای جنگ تا فروردین ۱۴۰۵، حملات هوایی و موشکی آمریکا و رژیم صهیونیستی به اصفهان موجب آسیب به حداقل ۲۳ اثر تاریخی و ملی شده است. کاخ چهلستون، عمارت رکیبخانه، تالار اشرف، تالار تیموری و عمارت عالیقاپو بر اثر موج انفجار دچار خسارتهایی شامل شکستگی شیشهها و آسیب به تزیینات شدهاند. از این رو لازم است برای حفاظت بیشتر از این بناها اقدامات موثری صورت گیرد.
محمدرضا کلاهدوزان -خبرنگار روزنامه اطلاعات
با دوستانتان به اشتراک بگذارید